۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » ظهور
  • شناسه : 272
  • ۰۳ مهر ۱۳۹۸ - ۹:۱۶
  • 36 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : عبداله بهرامی
  • منبع : masaf.ir
ماشيح و موعود يهود در نمازنامه و دعاهاي يهود
ماشیح و منجی یهود

ماشيح و موعود يهود در نمازنامه و دعاهاي يهود

مقدمه انتظار وضع بهتر و آينده ي روشن، براي جامعه بشري، امري است كه امروز كمتر كسي را ميتوان يافت؛ كه چنين آرزويي را نداشته باشد و در غالب اقوام و اديان گذشته مخصوصا اديان خاورميانه و اديان ابراهيمي، چنين انتظاري است. در دين يهودي كه قديميترين دين ابراهيمي است و قوم بني اسرائيل خود […]

مقدمه
انتظار وضع بهتر و آينده ي روشن، براي جامعه بشري، امري است كه امروز كمتر كسي را ميتوان يافت؛ كه چنين آرزويي را نداشته باشد و در غالب اقوام و اديان گذشته مخصوصا اديان خاورميانه و اديان ابراهيمي، چنين انتظاري است. در دين يهودي كه قديميترين دين ابراهيمي است و قوم بني اسرائيل خود را پاسدار و وامدار آن ميدانند؛ اين مساله از اهميت بيشتري برخوردار است.
البته در مورد موعود و منجي بشر و پديد آمدن دوران طلائي در آينده براي قوم يهود، در اسفار تورات نكته ي خاصي نيست؛ ولي در زمان انبيا بعدي به هر دليل، كه بود؛ مي‌بينيم؛ مساله ي انتظار مسيحا اهميت ويژه‌اي مي‌يابد و در عهد قديم، در باب كتب انبيا و پيشگويي‌هاي آنها، مخصوصا از زمان اشعياي نبي به بعد، مساله پررنگتر شده است. اينك ما مي‌خواهيم به فضل خداوند متعال مقوله ي ماشيح و مسيحا و موعود و منجي يهودي را در دعاها و نمازهاي يهوديان، بحث كنيم؛ تا معلوم شود كه؛ اين مساله به اندازه‌اي در جامعه يهود عمق يافته است كه؛ در دعاها و نمازهاي آنها مطرح مي‌شود. قبل از پرداختن به بحث به بعضي از اديان اشاره مي‌كنيم كه، به مساله موعود پرداخته‌اند.

منجي و موعود در ساير اديان
پيروان اكثر اديان حاضر عقيده دارند كه، در يك عصر تاريك و بحراني جهان كه فساد و بيدادگري و بي ديني همه جا را فراگيرد؛ يك نجات دهنده ي بزرگ جهاني طلوع مي‌كند و به واسطه ي نيروي فوق العاده غيبي، اوضاع آشفته ي جهان را اصلاح ميكند و خدا پرستي را بر بي ديني و ماديگري غلبه مي‌دهد؛ در كتابهاي مقدس زرتشتيان مثل “زند” و “پازند” و كتاب “جاماسبنامه” و “تورات” و “انجيل” عيسويان مي‌توان اين مطلب را پيدا كرد؛ بلكه در كتاب‌هاي مقدس “براهمه” و “بودائيان” نيز به اين مساله اشاره شده است.[۱] همه ي ارباب ملل و اديان اين عقيده را دارند و در انتظار چنين موعود نيرومند غيبي به سر مي‌برند. هر ملتي او را با لقب مخصوصي مي‌شناسد. زرتشتيان او را به نام سوشيانس (نجات دهنده ي جهان)، جهودان او را به نام سرور ميكائيلي، عيسويان او را به نام مسيح موعود، مسلمانان به نام مهدي موعود مي‌شناسند. ليكن هر ملتي او را از خودش محسوب مي‌دارد. زرتشتيان او را ايراني و از پيروان زدشت مي‌دانند؛ جهودان از بني اسرائيل و پيروان موسي مي‌شمارند؛ عيسويان او را همكيش خود مي‌دانند و مسلمانان، از دودمان بني هاشم و فرزند پيغمبرش مي‌شمارند. در اسلام به طور كامل معرفي شده ليكن در ساير اديان چنين نيست.[۲] البته اينكه فرموده اند؛ در ساير اديان، به صورت كامل معرفي نشده است؛ چنين نيست. در مسيحيت ايشان همان حضرت مسيح است كه با هيبت خدائي برمي گردند و داوري نهايي را انجام مي‌دهند و نجات نهايي صورت مي‌گيرد. و اين مطلب در عهد جديد روشن است. قال رسول الله(ص): “لاتذهب الدنيا حتي يقوم علي امتي رجل من ولد الحسين يملا الارض عدلا كما ملئت ظلما”.[۳] از روزگاران كهن، داستان ظهور مصلح، در آخر الزمان، اصلي اساسي بوده است. پيشينيان بشر، پيوسته، آن را به يادها مي‌آورده اند، اكنون نيز پس از گذشت قرنها، در خلال يادگارهاي انسانهاي قديم، آثاري است كه ما را به گفته ي بالا رهنمون مي‌كند. اصول فتوريسم يعني اعتقاد به دوره ي آخر الزمان، و انتظار ظهور منجي، عقيده ايست كه در كيشهاي آسماني يهوديت (جوداييسم)، و زردشتي (زواستريانيسم) و مسيحيت (در سه مذهب عمده ي آن: كاتوليك، پروتستان و ارتدوكس)، و مدعيان نبوت عموما، و دين مقدس اسلام خصوصا، به مثابه‌ي يك اصل مسلم قبول شده است و درباره ي آن درمباحث تئولوژيك مذاهب آسماني، رشته ي تئولوژي بيبلكان، كاملا شرح و بسط داده شده است.[۴] بشارتها و پيشگي‌ريهايي كه درباره مهدي و ظهور مهدي، در كتابهاي مقدس، و ديگر آثار پيشين، و در سخنان حكماي قديم، رسيده است؛ فراوان است. برخي از فاضلان، پاره‌اي از اين بشارتها و اين سخنان را گرد آورده‌اند.[۵]
در آيين زردشتي
در كتابها و آثار زردشت و زردشتي، درباره آخرالزمان، و ظهور موعود، مطالب بسياري آمده است، از جمله در اين كتابها: كتاب “اوستا”، “زند”، “جاماسب نامه” “داستان دينيك”، “زراتشت نامه”. در دين زرتشت، موعودهاي معرفي شده‌اند كه؛ آنان را “سوشيانت” مي‌نامند. اين موعود‌ها سه تن بودند كه، مهمترين آنان آخرين ايشان است. و او “سوشيانت پيروزگر” خوانده شده است. و اين “سوشيانت”، همان موعود است؛ چنانكه گفته اند: “سوشيانت مزديسان”، به منزله ي “كوشياي بر همنان “، “بوداي پنجم بودائيان”، “مسيح يهوديان” “فارقليط عيسويان”، “و “مهدي” مسلمانان است.
منجی در آيين هندوان
در آيين هاي هندوان و كتابهاي آنان نيز سخن از نجات دهنده و موعود آمده است. ازجمله در كتابهاي “مهابهاراتا” و “پورانه ها”، در دين بودايي نيز مساله انتظار مطرح است، شخص مورد انتظار اين آيين “بوداي پنجم” است. و  در آيين يهود كه خود را پيروان حضرت موساي كليم(ع)مي‌دانند؛ نيز منتظر موعودند. در آثار ديني يهود و اسفار تورات و ديگر كتابهاي انبياي آنان، همواره به موعود اشاره شده است. به هر حال چون يهوديان، به حضرت مسيح(ع)ايمان نياورده اند، بطبع موعود آنها هنوز ظهور نكرده است.
منجي در آيين يهود
اينك نام چند كتاب از كتابهاي يهوديت و عهد عتيق، كه در آنها سخناني درباره موعود آمده است: “كتاب دانيال پيامبر”، “كتاب حجي (حكا)ي پيامبر”، “كتاب صفنياي پيامبر”، “كتاب اشعياي پيامبر”. همچنين در كتاب “زبور حضرت داوود(ع)” نيز، در اين باره، مطالبي ذكر شده است، چنانكه “قرآن كريم”، از “زبور” و ذكر غلبه ي صالحان در آن، سخن گفته است: “ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكران الارض يرثها عبادي الصالحون”[۶]
منجي در آيين مسيحيت
در آيين مسيحيت، و كتابهاي مقدس اين آيين نيز، بشارتهاي بيشتر و روشن تري درباره موعود آخر الزمان رسيده است. و علت آن، يكي قرب زمان است، زيرا با ظهور حضرت مسيح علیه السلام، زمان در مقياس كلي، به ظهور حضرت مهدي(ع) نزديكتر شده است. علت ديگر تحريف كمتري است كه در اين آثار پديد آمده است. “چند كتاب آنها در اين مورد عبارت است از “انجيل متي”، «لوقا»، “حرقس”، “برنابا” “يوحنا”.[۷] بنابراين نتيجه مي‌گيريم كه اجمالا به اصل منجي بشريت و موعود عالم در اديان مهم بشارت داده شده است و عمده اختلاف در مصاديق است.

انتظار مسيحا در دعاهاي يهود و نمازهاي آنها
همانطوري كه قبلا بيان كرديم در اكثر اديان بحث منجي مطرح است كه در يهوديت به آن “ماشيح” يا “مسيحا” مي‌گويند. انتظار “مسيحا” در آيين يهود بحث دامنه دار و داراي زواياي گوناگون است كه، اينك به يك زاويه ي آن مي‌پردازيم و آن زاويه انتظار مسيحا در دعاهاي يهود است. آموزه‌اي به اين مهمي يعني “مسيحا” كه، در دين يهود مطرح است حتما در بخشهاي مختلف آن آئين بازتاب خواهد داشت و يكي از بخشهاي هر دين قسمت مناجات، دعا و … مي‌باشد كه در دين يهود هم اين آموزه در اين بخش موثر بوده است. و بوي انتظار از لابه لاي دعاها و نمازهاي آنها به مشام مي‌رسد. در نمازهاي روزانه، نمازهاي سبت و اعياد، در مناجاتها و سرودهايي كه گاه و بيگاه به نماز نامه افزوده شده (پيوطيم)، در نماز مناسبتهاي ويژه و حتي در دعا براي پادشاه و حكومت. اميد به نجات از تبعيد و برپاي ملت يهود، در شكوهمندي ميراث قديم، يك اصل مهم نمازنامه ي يهود است. حقيقت ياد شده، با در نظر گرفتن شرائطي كه نمازنامه، در آن تاليف و تدوين شده، ابدا شگفت آور نيست. نماز يهود در اصل عناصري از زمان قبل از تبعيد به بابل را در خود دارد و برخي مطالب آن به عصر دولت نخست يهود برمي گردد. ولي صور تهاي آن به قرن اول ميلادي مربوط مي‌شود و شكل فعلي آن شش، يا هفت قرن بعد، تهيه شده است. نماز اصلي يهود، به نام “شمونه عشره” (هيجده) بلافاصله پس از ويراني دوم معبد، هنگاميكه آن جراحت تازه و اميد به نجات سريع بسيار جدي بود، زير نظر ناسي گملئيل فراهم آمده است.[۸]  ساير بخشهاي نماز نامه، در ميان شور بختيها و وحشتهاي پراكندگي يهود،در طول ظلمات قرون ميانه كه براي يهوديان آواره، خوار و منفور ظلماني ترهم بود، تدوين شده است. يهوديان، تحت فرمانرواي بت پرستان، مسيحيان يا مسلمانان، پيوسته موقعيت حقارت آميز خود در جهان را به ياد مي‌آوردند. گرايش به بازگشت به سرزمين مستقل مالي متناسب با اين تيره، روزها رشد مي‌كرد و الهام بخش سرايندگان و حكيماني بود كه متون نيايش به درگاه خداي بني اسرائيل را تنظيم مي‌كردند. طبعا نمازنامه ي يهود كه، تحت تاثير اين امور تحول يافته،فرياد طولاني و مداوم براي رهاي از وحشتهاي تبعيد بود. تمام دعاهاي مربوط به نيكبختي فردي، كاميابي مادي، طول عمر، سلامت و ثروت، در دعاهاي رقت انگيز و جگر سوز بازگشت تبعيديان اسرائيل، به سرزمين اجدادي خود، غرق شده‌اند. دعا براي بخشايش گناهان، فهم بهتر شريعت خدا، باران، شبنم و خرمن خوب و فراوان، در نمازنامه ي يهود جايي را به خود اختصاص مي‌دهند. تمام اينها از اميدي بزرگ و فراگير اشباع شده و بدان وابسته‌اند. نويسندگان و گرد آوردنگان نمازنامه، تصور مي‌كردند كه همه ي اميدهاي زودگذر و مادي پس از يك تكامل همگاني محقق خواهد شد. روزگاري كه بني اسرائيل به ميراث قديم خود بازگردانده شوند و زمين از شكوه خداي يكتا و حقيقي پر شود. جالب توجه اينكه؛ حتي بخشهايي از نماز يهود كه، پس از گسترش قبالا تهيه شده است؛ تنها اندكي از مفاهيم مبالغه آميز عصر مسيحايي را، كه درنوشته‌هاي مكاشفه اي، اگاداي تلمود و تفاسير “ميدراشيم” متاخر مي‌يابيم، در بردارد. اين پديده هنگامي عجيب تر مي‌نمايد كه، معلوم شود؛ مبناي بسياري از آن پيوطيم، داستانها، افسانه ها، تفاسير و توضيحات اگادايي است؛ ولي تنها عناصر مهمتر عصر مسيحاي، مانند شناخت جهانيان از خداي بني اسرائيل، نوسازي اورشليم، تجديد آيين قرباني، برخاستن مردگان و گرد آمدن همه ي بني اسرائيل در سرزمين موعود، در آن نمازها، مورد تاكيد قرار گرفته است. عناصر خيالي و مادي كه، شديدا پرهيز شده است. همچنين معلوم مي‌شود؛ ربانيوني كه به تهيه و گردآوري نمازها پرداخته اند، از تخيلات مبالغه آميز خود، كه در مدارس علمي از آن دم زده و در رساله تلمود و ميدراش آن را آورده اند، فاصله گرفته و درمسائل فقهي، همچنين در متون نماز نامه، آنها را فراموش كرده‌اند. سخن بيشتر سرايندگان دين برگرد مفهوم جهاني، اميد انبيا به اصلاح اخلاقي و ديني و اينكه بني اسرائيل يك ملت مستقل شوند و تحت يك حكومت الهي خالص زندگي كنند، دور مي‌زند. يكي از كهن‌ترين و برجسته‌ترين بخشهاي نماز يهود “عميدا” يا “تفيلا” (دعا) است. نماز ياد شده معمولا “سمونه عشره” (هجده) ناميده مي‌شود و اين عدد به شمار سندهاي بركت آن در اصل اشاره دارد. ولي يك بند نيز بعدا بدان افزوده شده است. در اين نماز كه برجسته‌ترين جنبه‌هاي نمازهاي سه گانه ي روزانه را در بردارد، اشارات و نشانه هايي از اميد مسيحايي ديده مي‌شود. در بند اول، خدا به عنوان “كسي كه براي بني اسرائيل يك منجي مي‌فرستد” معرفي شده است. در بند دوم، به گونه‌اي بر اميد به رستاخيز مردگان تاكيد شده است كه، نشان مي‌دهد؛ آن بند را فريسيان، در دوران نفوذ صدوقيان كه منكر رستاخيز بوده اند؛ تهيه كرده‌اند. بند هفتم دعايي است كه در آن از خدا خواسته شده است؛ “بني اسرائيل را به خاطر نام خود نجات دهد، گرچه آنان گناهكار باشند”. بند دهم كه در تلمود، به عنوان دعا براي “گرد آمد از تبعيدگاهها” توصيف شده، با دعاي براي “نفخ صور”[۹] و براي افراشتن يك پرچم، [۱۰] به نشانه ي آزادي تبعيداني كه از چهار گوشه ي زمين گرد مي‌آيند[۱۱]،آغاز مي‌شود. بند يازدهم دعايي است؛ “براي تاسيس حكومت مستقل، براي بني اسرائيل، همراه با قاضيان و مستشاران[۱۲] تحت اشراف خداوند.” بند چهاردهم “دعا براي نوسازي اورشليم و استوار شدن دوباره تخت “داوود در آن” و بند پانزدهم[۱۳]”دعا مكرري است؛ براي برافراشتن خاندان سلطنتي داوود”[۱۴] بند هفدهم “دعا براي احياي پرستش در معبد و آيين قرباني است و با اين اميد ختم مي‌شود “چشمان ما ببيند كه، تو از در رحمت به صهيون باز مي‌گردي”. بنابراين، هفت بند از مجموع نوزده بند بركتهاي “عميدا” مستقيما مسيحايي هستند و ساير بندها نيز به مسيحا اشاره و از او نشانه دارند. يكي از عاليترين و جهان شمول‌ترين دعاها براي نزديك شدن، دوره مسيحا در چند “عميدا”ي مختلف براي سال نو و روزه كفاره در سومين بركت پس از “قدوشاا” وجود دارد. من بنا دارم آن را به طور كامل نقل كنم؛ زيرا دعاي مذكور نمونه ي خوبي از مفهوم عالي عصر در اعتقاد فرهيختگان يهود است: اكنون،‌اي خداوند، خداي ما! ترس خود را برتمام ساخته هايت مستولي گردان و هيبتت را بر هر آنچه آفرده‌اي؛ تا تمام ساخته هايت، از تو بترسند وتمام مخلوقات، جلوتر به سجده بيفتند و همه ي آنان پيمان واحدي را براي تحقق اراده تو با دلي كامل منعقد كنند.‌اي خداوند، خداي ما! آگاهي داريم كه سلطنت از آن تو، قدرت در دست تو، و اقتدار در دست راست توست و بايد از نام تو بيش از هر آنچه آفريده‌اي بترسيم. خداوندا! شكوهت را به قومت، ستايش را به كساني كه از تو مي‌ترسند؛ اميد را به كساني كه در جستجوي تو هستند؛ آزادي كلام را به كسانيكه منتظر تو هستند؛ شادي را به اين سرزمين، خوشحالي را به اين شهر، شاخ به افراشته‌اي را به داوود بنده ات. و يك نور روشن و درخشان را به سير يشي مسيحايت، بي درنگ در روزگارما عطا فرما، در آن زمان نيز صالحان با ديدن اين چيزها، خوشحال خواهند شد و درستكاران، فخر و مباهات خواهند كرد و پارسيان، پيروزمندانه، شادي خواهند نمود، در حاليكه شرارت دهان خود را خواهد بست و پليدي همچون دود، مضمحل خواهد شد و تو حكومت خود كامگان را از زمين برخواهي افكند. آنگاه تو‌اي خداوند! تو به تنهايي برهمه ساخته هايت بر كوه صهيون، مسكن جلالت و در اورشليم، شهر مقدست حكمراني خواهي كرد؛ همان طور كه كه خود در كلامت گفته‌اي :”خداوند سلطنت خواهد كرد؛ تا ابد الآباد و خداي تو،‌اي صهيون! نسلا بعد نسل. “هللوياه”[۱۵] و نيز احساسات شكوهمند “قدوشا”ي نيايش بامداد سبت و اعياد آمده است. “علينو” كه در پايان همه ي مراسم  عبادي تلاوت مي‌شود، بازهم جهان شمول تر است؛ زيرا در آن حتي به مسيحاي شخصي، رهايي بني اسرائيل يا نوسازي اورشليم اشاره نشده است. اين دعا به تكامل جهان در پادشاهي قادر متعال نظر دارد. در آن روزگار، همه ي بني آدم، حتي بزهكاران روي زمين، خدا را خواهند پرستيد، نام او را گرامي خواهند داشت و به پادشاهي او گردن خواهندنها. “خداوند سلطنت خواهد كرد تا ابدالآباد”. (سفر خروج ۱۸ك۱۵)؛ “يهوه بر تمامي زمين پادشاه خواهد بود. در آن روز يهوه واحد خواهد بود و اسم او واحد.” (زكريا ۹:۱۴). اعتقاد به شخص مسيحا، در دعاهاي بركتي كه پس از صرف غذا خوانده مي‌شود؛ آشكارتر است. در سومين بركت از خدا براي “بني اسرائيل قوم تو، اورشليم شهر تو، صهيون مسكن جلال تو، پادشاهي خاندان داوود مسيحاي تو و خانه ي بزرگ و مقدسي كه به نام تو نامگذاري شده است” طلب رحمت مي‌شود.[۱۶] و از اين نوع دعاها كه به مسيحاي يهود اشاره دارد؛ فراوان است. مثلا در دعا براي بازگشت بني اسرائيل به صهيون در سراسر مراسم عبادي صبح و شام، مخصوصا در بركتهاي قبل از “شمع” و “عميدا” پراكنده است، و در سومين بركت از خدا براي “بني اسرائيل” آيين عبادي “سفاردي” در ماهها و اعياد، دعاهاي كوتاه (هارحمن) كه در پايان چهارمين بركت قرار دارند؛ دعا فيض پس از غذا، كه در مراسم ختنه سوران خوانده مي‌شود؛ دعاهاي بركتي پس از خواندن “هفطارا” (بخشهايي از كتاب عهد عتيق) “ميروت” (تسبيحات)، مراسم عبادي “سفاردي”. اين‌ها نمونه‌هاي از دعاهاي است كه، در آن از مسيحا كلامي آمده است. و البته منحصر به اينها نيست و در دعاهاي ديگري هم وارد شده است.[۱۷]

نتیجه
از آنچه گذشت معلوم مي‌شود كه انتظار مسيحا چه اندازه در جامعه يهود ريشه دوانده است كه، در اوراد نمازهاي خود و در دعاهاي مختلف و مناجات با خداي بني اسرائيل، هرگز غافل نبود و پيوسته بر آن تاكيد داشته‌اند. يعني ظهور منجي در دين يك آرمان بلند است و روزانه در سه نماز و در جاهاي ديگر بر آن و ظهور مسيحا اصرار دارند و منتظر.
فهرست منابع
۱٫ قرآن كريم
۲٫ اميني، ابراهيم؛ دادگستر جهان؛ چاپ ۱۸، قم: انتشارات شفق، ۱۳۸۰٫
۳٫ القندوزي الحنفي، الحافظ سليمان بن ابراهيم؛ يناييع الموده؛ الطبعه ان له بي: منشورات المكتبه الحيدريه انتشارات الشريف الرضي، ۱۳۷۵ ش- ۱۴۱۷هـ.
۴٫ حكيمي، محمد رضا؛ خورشيد مغرب؛ چاپ ۲۳ تهران: انتشارات نشر فرهنگ اسلامي، ۱۳۸۱٫
۵٫ گرينستون، جوليوس، مترجم: حسين توفيقي، انتظار مسيحا در آئين يهود چاپ اول، قم: انتشارات مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، ۱۳۷۷٫
۶٫ قرآن كريم، سوره مباركه انبيا، آيه شريفه ۱۰۵٫
۷٫ حكيمي، محمد رضا، خورشيد مغرب، ص۵۲-۵۸٫
۸٫ berachoth 28 b, megillag 17 b به نقل از انتظار مسيحا در آيين يهود.
۹٫ ر.ك: اشعيا ۱۳:۲۷؛ زكريا ۱۴:۹٫
۱۰٫ك: اشعيا ۱۲:۱۱٫ ر
۱۱٫ ر.ك: اشعيا ۵:۴۳، ۱۳:۴۹؛ زكريا ۷:۸٫
۱۲٫ اشعيا ۲۶:۱٫
۱۳٫ در تحرير فلسطيني آن يافت نمي شود.
۱۴٫ Megil laib , pesahim 11 gb
۱۵٫ نق از چاپ سينگر.
۱۶٫ كرينستون، جوليون، ترجمه حسين توفيقي، انتظار مسيحا در آيين يهود، ص ۱۷۱-۱۷۸٫
۱۷٫ ر.ك: قبل.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*